احتیاجی به سه تار و دف و سنتور نبود
یاحق
اینکه نوشیدن چشمان تو مقدور نبود
خوب من!چشم بد از طعم خوشت دور نبود
یا من از جام شراب دگری مست شدم
یا که بر شاخه چشمان تو انگور نبود
تو که لحن دهنت عین نت موسیقی است
احتیاجی به سه تار و دف و سنتور نبود
سبد دست تو کو؟وسعت بکر تن من
باغ سیبی است که ار شوق تو محصور نبود
عیب گل نیست اگر باغ ندارد عسلی
شهد گل بود ولی لانه ی زنبور نبود
خواستم ماهی آزاد شکارم باشی
خواستم حیف که در قایق من تور نبود
گرچه آبی شده ای!در قفسم می مانی
بالهای تو به پرواز که مجبور نبود
این یکی از چندین وچند شعر قشنگ "زینب مصباحی نیا" است که امروز واستون گذاشتم.فرصت بشه چند تا دیگه از شعرهای ایشون رو بهمراه شعرای بقیه بچه های کانون ادبی دانشگاه واستون می ذارم.شعرای که ...
یا علی