ARK

               

ياحق

" که نباشد زندگی هیچ الّا سایه ای لغزان و بازی هایِ بازی پیشه ای نادان که بازد چندگاهی پرخروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانه ای ست کز لب شوریده مغزی گفته آید سربه­سر خشم و خروش و غرّش و غوغا، لیک بی­معنا!"

شکسپیر، ویلیام، مکبث، ترجمه داریوش آشوری (پرده هفتم، مجلس پنجم)

چند وقت پيش يه مجموعه انيميشن كوتاه به دستم رسيد كه فوق العاده بود ... مجموعه اي از بهترين كارهاي كوتاه اين زمينه، انيميشن هاي فوق العاده اي هم توش بود از آدماي بزرگ...اوسامو تزوكا، آدام اليوت، ساتاشي كن و حتي استاد مسلم انيميشن(و كارگردان محبوب من) هايائو ميازاكي ... ولي يه انيميش كوتاه بود كه من حسابي ازش خوشم اومد و تا حالا چندين و چند بار ديدمش...ARK ساخته كارگردان جوان لهستاني گرگ یانکایتیس،  آرک با یکی از معروفترین مونولوگ های تاریخ ادبیات به عنوان جمله ای نمادین (در رابطه با درون­مایه پوچ گرای فیلم) آغاز می شود. یکی از شوم ترین و بی معنی ترین تشبیهات زندگی که از دهان مکبث پس از شنیدن خبر مرگ لیدی مکبث جاری می شود.(هموني كه بالا اومده)

 داستان زیبا و غمگین آرک درباره ی ویروس مرگباری است که تقریباً تمامی انسان ها را نابود کرده است. و فیلم تلاش گروه بازمانده ی انسان ها را نشان می دهد که با کشتی های بزرگی به امید یافتن سرزمین های دست نخورده و پاک از ویروس، سفر می کنند.

سواي تكنيك ساخت انيميش كه كه فوق العاده است و فضاي دروني كشتي كه بي شباهت به سردابه هاي قديمي است (خود يانكايتيس گفته كه ايده ساخت رو پس از بازديد از سردابه هاي رم گرفته) تلخي بيش از حد اين انيميشن و البته روح انساني بزرگي كه در سرتاسر اين كار موج مي زنه منو حسابي شيفته خودش كرده، در پايان هم لينك باكيفيت  "ميراث" و "آرك" دوتا از كارهاي گرگور رو براتون مي ذارم

http://dekku.blogspot.com/search?q=GRZEGORZ+JONKAJTYS+

 

ياعلي

 

حاجی واشنگتن

یاحق

مرحوم علي حاتمي در فيلم حاجي واشنگتن – همون فيلمي كه در زمان اكرانش به خاطر اغتشاش عده اي به سركردگي عنصر انقلابي آن زمان و خودفروخته، ضد انقلاب، منافق، بي تربيت و خيلي چيزهاي ديگه فعلي ( محسن مخملباف)  از اكران افتاد -  مي فرمايند :

     - حسين قلي خان صدر السلطنه نگون بخت اولين سفير ايران در ديار آمريك، در حال سلاخي كردن لاشه گوسفند :

فكر و ذكرمان شد كسب آبرو، چه آبرويي؟

مملكت رو تعطيل كنيد، داراليتام داير كنيد درستره

مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه مي آيد، قحطي است، دوا نيست، مرض بيداد مي كند، نفوس حق النفس مي دهند

باران رحمت از دولتي سر قبله عالم است

و سيل و زلزله از معصيت مردم

ميرغضب بيشتر داريم تا سلماني، سر بريدن از ختنه سهل تر

ريخت مردم از آدميزاد برگشته، سالك بر پيشاني همه مهر نكبت زده

چشم ها خمار از تراخم است، چهره ها تكيده از ترياك

خلق خدا به چه روزي افتاده اند از تدبير ما

دلال، فاحشه، لوطي، لله، قاب باز، كف زن، رمال، معركه گير

گدايي كه خودش شغلي است

 

پ . ن 1 : اول مهر خيلي دلم مي خواست يه چيز اينجا بنويسم، ولي هرچي كردم نوشتنم نيومد، راستش اصلا اول مهر يادم نبود، وقتي بيست دقيقه بيشتر تو ترافيك گير كردم تازه فهميدم اول مهر ِ ... گذر عمر كم كم داره خاطراتمون رو هم ازمون مي گيره ... از روزهاي دوس داشتني سال فقط واسه من يكي كه فقط روز آخر اسفند مونده

پ . ن 2 : امروز عصر اگر وقت كنم مي خوام برم مجلس ختم مشكاتيان عزيز ...  البته نه اينكه خيلي پايه باشيم ها ... چون مجلس ختم كنار محل كارمونه مي خوايم يه سر بزنيم ... (مجبورم يه عبارت رو از شاملو قرض بگيرم) شيرآهنكوه مرد موسيقي ما ...فرصت نشد برايت بنويسم ... ولي اگر به روح اعتقاد داري، روحت شاد

پ . ن 3 : بعضي وقت ها پست ها اينجوري مي شوند كه پي نوشت هاشون يه جوري و خودشون يه جور ديگه

یاعلی