ادعا

يا حق

نفس نفس به درونت بكش هوايم را

و پر كن از نفست ذره ذره هايم را

نسيم باش و به بازي بگير چون پر قو

شبانه ، گيسوي بر شانه ها رهايم را

اگر مرا هميشه بيم سرنگون شدن است

تو كج گذاشته اي خشت ابتدايم را

زني به ميل خودت آفريده اي از من

خودت به هم زده اي نظم آشيانم را

فرشتگان مقرب هنوز حيرانند

تورا به سجده در آيند يا خدايم را

من اختراع تو ام ، ثبت كن مرا كه خدا

كناررفت و پذيرفت ادعايم را

به اسم شهر تو تغيير مي دهد يك روز

شناسنامه من ، اسم روستايم را

شغال هاي بيابان تمام شب تا صبح

مدام زوزه كشيدند رد پايم را

براي آن كه بدانند من از توام

به بوسه مهر بزن بين شانه هايم را

 

اينم يه غزل از خانم "پانته آ صفايي بروجني" گويا تازگي ها كتاب شعرشون هم چاپ شده ، كه من هنوز بدستم نرسيده ولي يكي قول داده كه واسم بگيره...خودش ميدونه كه...

 

پی نوشت : اساسا این اینترنت وایر لس اینقده خوبه که آدمای ندیدپدیدی مث من دلشون می خواد هر دو دقه یه بار آپ کنه

                                                                                               يا علي

چهار تکه

يا حق

1 بالاخره شرق رو بستن...اين بار ديگه حتي اميد دوباره اي به بازگشت هم نيست... چند وقت پيش ها "صادق زيبا كلام" تو اعتماد يه مطلب نوشته بود كه داغ دل خيلي ها رو تازه كرده بود...زيبا كلام گفته بود كه من و شايد هفتاد درصد خواننده هاي شرق تا پيش از اين ، اين زنك ساقي قهرمان كه شرق بخاطرش بسته شده رو نمي شناختيم ...حالا شرق بايد بخاطر اين زنك كه اون ور آب واسه خودش نشسته و حال مي كنه بسته شه ولي كلي از مقالات تند و انتقادي من و چند تا نويسنده وانديشمند ديگه از ترس توقيف شدن روزنامه تو اين مدت سانسور شده...اي كاش حالا كه قرار بود شرق بسته بشه واسه خاطر يكي از همون مطالب انتقادي بود، نه يه زن هم جنس باز

2 عادت فيلم ديدنمون هم شده مث وبلاگ داري قديمون...يه ماه هيچي نمي بينيم ولي يه دفه پنج شيش تا رو با هم مي بينيم...مثلا همين چند روز پيش بود كه دوتا فيلم از ديويد لينچ ديدم كله پاك كن و داستان سر راست داستان سر راست يكي از غير لينچي ترين فيلماي ديويد لينچه...همون جور هم كه داستانش داد مي زنه مث بقيه كاراي استاد وهم آلود عجيب نيست سرراستِ سر راسته

ولي بهترين فيلمي كه ديدم كارليتوز وي بود كه واقعا حال داد ...اصلا اين فيلم واسه من مث يه آيت بود براي ايمان دوباره به بازي آل پاچينو...تو ايامي كه كم كم داشتم تغيير ذائقه مي دادم و تو يه سري سيرو سلوك ها به اين نتيجه مي رسيدم كه جك نيكولسون خيلي از آل پاچينو بهتره اين فيلم حجت رو بر ما تموم كرد...چند وقتي بود كه واقعا دلم واسه بازي آل پاچينو تنگ شده بود

3- اعياد شعبانيه هم اومدنو رفتنو ما هيچي نديديم...نه تو تلويزيون...نه تو راديو...نه تو خيابون...اساسا مردم ما عاشق عزاداري هستن...صرف نظر از مسائل اعتقادي اين پديده كم كم داره تو مملكت ما به يه جور كارناوال تبديل مي شه كه كه شايد حتي تو بعضي جاها مسائل اعتقاديشم تحت الشعاع قرار مي ده...از اونجاي كه تو اين مملكت هيچ جايگاه مناسب و وقت درستي واسه تخليه انرژي جوونا نيست باعث مي شه كه اونا اينجوري تخليه انرژي كنن و مثلا چند روز قبل از عاشورا وقت آرايشگاه بگيرن(منظورم هم بيشتر متوجه پسرهاست) و خوش تيپ كنن و بيان تو خيابون واسه عزاداري...حالا تو اعياد شعبانيه كه بهترين فرصت واسه گرفتن جشنه تلويزيون ما پر مي شه از مجرياي لوس و بي مزه كه كارشون اينه كه هي همو تحويل بگيرن....از دولت ديني ما كه باچنين وقت قشنگي كه كاملا متصل به شعاعر دينيه ماست اين كارو مي كنه ديگه نمي شه انتظار داشت كه اعياد ملي مثل نوروز و مهرگان و شب يلدا و غيره رو پاس بداره

4- بعضي اتفاقات هستن كه بدجوري ادمو مي برن تو شوك...مثلا من چند وقت پيش از سر بيكاري و بدون هيچ برنامه قبلي فيلم مهر هفتم رو از تو آرشيوم ورداشتم كه ببينم...صوبش مي بيني كه اينگمار برگمان مي ميره...به غروب نمي كشه كه انتونيوني هم مي ميره...مرگ اين دو نفر انگار پرونده كارگردان بزرگ سينماي اروپا رو مي بنده...سينماي آدماي هنرمندي كه جلوي غول هاي ستاره ساز صنعتي سينماي هاليود از هنر سينما حرف زدن...

يا علي

 

دلبسته یاران خراسانی خویشم

يا حق

سرخوش ز سبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

در بزم وصال تو نگويم ز كم و بيش
چون آينه خو كرده به حيراني خويشم

لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم

يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمريست پشيمان ز پشيماني خويشم

از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گران جاني خويشم

بشكسته‌تر از خويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

هر چند امين، بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم

اين شعر هم از سيد علي خامنه اي كه امين تخلص مي كنه...راستي روز جوونو به همتون تبريك مي گم گرچه كسي به من تبريك نگفت تازه با راننده تاكسي هم دعوام شد

يا علي