ياحق

بودن يا نبودن...مسئله اين است. حتي اگر شكسپير نخوانده باشيد و زاوايا و خفاياي شخصيت هملت را هم ندانيد، فقط با خواندن اين عبارت هم مي توان به آدم حسابي بودن گوينده آن پي برد. هملت شكسپير نمونه كامل يك مرد تنهاي دوست داشتني است...شجاع،جذاب، با هوش،سخنور و .... وقتي به تماشاي ترديد مي رفتيم، مي دانستيم كه قرار است شكسپير را بر پرده سينما ببينيم. اين گزاره خودش خوبي ها و بدي هايي داشت...از يك سو مشكل اصلي بيشتر فيلم هاي ما پيرنگ و بن مايه داستان است و كميت همه در فيلم نامه لنگ است و از اين رو ديدن فيلمي كه برپايه نبوغ مثال زدني شكسپير بنا نهاده شده ما را اميدوار مي كند و از سوي ديگر همين شكسپير است كه توقعمان را بالا مي برد و اگر تصوير پرده پا به پاي تصوير ما از هملت نباشد خوشنودمان نمي كند. اينجاست كه نام وارژ كريم مسيحي بولد مي شود. كسي كه در سينماي ايران خواسته يا ناخواسته بيشترين تاثير را از استاد مسلم هنرهاي نمايشي كشورمان،بهرام بيضايي گرفته است. بنابراين وقتي 135 دقيقه به تماشاي يك فيلم ايراني مي نشينيد در پايان اصلا احساس خستگي نمي كنيد ... لوكيشن هاي فوق العاده زيبا ... جست و خيزها و هزارتوهاي فراواني كه به مدد فيلم برداري فوق العاده چشم نواز است (خصوصا صحنه فرار مهتاب از دست سياوش) ... طراحي صحنه و لباس هوشمندانه...همانطور كه گفتم هرچه باشد اين فيلم را وارژ كريم مسيحي ساخته كه هنوز پس از سالها پرده آخرش يك نمونه ناب از محصولات سينمايي كشورمان است. اما اگر فقط نخواهيم از فيلم تعريف كنيم بايد بگويم اگر شكسپير در عمق وجود هملت سير مي كرده ترديد كاملا در سطح باقي مانده،كه خب اين امر كاملا طبيعي است چون تنها اثر سينمايي كه خواسته به نمايشنامه خيلي وفادار باشه هملت كنت برانا ست كه چهار ساعت طول كشيده، اگر ما در نمايشنامه هملت را به عنوان شخصيت اول، مردي شجاع جسور و دانا و سخنور داريم(اين سخنوري يكي از بزرگترين نشانه هاي هملت است كه در جاي جاي نمايشنامه نمود دارد) در فيلم با سياوشي(و چقدر اين انتخاب اسم زيباست...كه سياوش اساطير ما هم اسير نيرنگ و خدعه ها بود) روشنفكر و منفعل مواجه هستيم كه در اكثر مواقع زمام امورش را يا كارو (هوراشيو) بر عهده گرفته يا مهتاب(افليا)... و از همه مهم تر جان وجود شكسپير در اين فيلم نيست...هملت بي تراژدي هملت نيست...البته ما همه اين حرف ها را بر اساس مقايسه ترديد با هملت مي زنيم وگرنه واقعا خود فيلم بسيار خوش ساخت و جذاب است، اگر هنوز از پرده نيفتاده اين فيلم را ببينيد.

پ.ن 1 . واقعا حال مي كنم با كريم مسيحي كه كم ولي خوب مي سازه، اي كاش كيميايي هم اينو مي فهميد.

پ.ن 2 . براي بسته شدن دهن اين بيگاه ها هم بايد بگم اين مهتاب كرامتي هم واقعا به چشم خواهري فوق العاده مانكن هستند، البته خودش سليقه ما رو بهتر مي دونه

پ.ن 3. به تماشاي اين فيلم رفتيم با بيگاه ها و راننده تاكسي (اين راننده تاكسي اولين كسي است كه آشنايي مان از دنياي مجازي به دنياي حقيقي كشيده) و جيم موريسن (واقعا اين يكي وبلاگ نداره)... و اون روز چه بارون ملسي مي زد ...

پ.ن 4 .كلا اول هر سه فيلم اكران اين ماه رو از دست دارم...بيست دقيقه اول بي پولي، پنج دقيقه اول ترديد و ده دقيقه اول كتاب قانون رو نديدم.

پ.ن 5 . مي گويند اين تئاتر رومولوس كبير هم خوب است، اگر تمام نشده باشد پنج شنبه اين هفته مي خوام برم ببينمش ... واقعا نمي دونم تا اون موقع ورش مي دارن يا نه؟

ياعلي